تبلیغات
در جستجوی دانش - قصه زیبا از کلیه و دمنه|نصیحت به گرگ
 
 
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، خوش آمدید به سایت من . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما را در بهتر شدن كیفیت مطالب یاری کنید.
 
 
قصه زیبا از کلیه و دمنه|نصیحت به گرگ
نوشته شده در پنجشنبه 15 تیر 1396
ساعت : 09:40 ق.ظ
نویسنده : محمد باقرپور
روزی بود و روزگاری. یک مرد پارسا و نیک سیرت بود که به نصیحت دیگران می گذراند و همیشه با خود می گفت: «چون من طمعی از کسی ندارم پند من در همه اثر می کند.»

غالبا هم دست بود اگر در نصیحت هیچ گونه غرصی و طمعی نباشد و شنونده هم قالب هدایت باشد اثر بخش می شود.
پارسای عابد همیشه کارش نصیحت بود روزی از صحرایی می گذشت. یک گرگ گرسنه را دید که دارد تند می رود. عابد از چشم های آتش بار گرگ و از تند رفتنش حس کرد که گویا به قصد آزاد و اذیت بی گناهی می رود. این بود که عابد از روی مهربانی و نیکخواهی خود، گرگ را صدا زد و گفت: «ای گرگ، می خواهم به تو یادآوری کنم که خداوند همیشه کار های مارا می بیند و می داند. می خواهم به تو نصیحت کنم که مواظب رفتار و کردار خود باشی و هرگز به افراد ناتوان و نزار اذیت و آزار نرسانی و ظالم سر انجام به بلاهای سخت گرفتار می شود. من این را از قول خودم نمی گویم بلکه همه پیغمبر ها گفته اند و مردم دنیا تجربه کرده اند. امیدوارم تاکنون هم به کسی بدی کرده ای توبه کنی و بعد از این به هیچ کس آزار نرسانی.»
گرگ که برای رفتن عجله داشت سخن عابد را قطع کرد و جواب داد:« آقای عابد، خواهش می کنم فرمایش خودتان را مختصر کنید. چرا که من خیلی عجله دارم و کار خیلی واجبی دارم که نمی توانم زیاد معطل شوم. و گرنه همیشه برای شنیدن نصیحت شما حاضرم...» و به راهش ادامه داد.
عابد گفت:« هنوز حرفم تمام نشده، مگر چه کاری داری که این قدر واجب است؟»
گرگ گفت:« در این نزدیکی یک گله گوسفند داد می چرد و می ترسم اگر دیر برسم گله را ببرند و فرصت گوسفند از دست برود؛ ولی برای نصیحت باز هم وقت پیدا می کنم و خدمت می رسم.»
این را گفت و به سرعت دوید و دور شد.
عابد ایستاد و با خود گفت:« مرا ببین که می خواستم با نصیحت این ناپاک را از مردم آزاری توبه بدهم، یادم رفته بود که گرگ با ضرب چوب و ترس از مجازات باید توبه داد. زیرا گرگ مرگ است.»
منبع: کتاب قصه های خوب برای بچه های خوب| انتشارات امیر کبیر

:: مرتبط با: داستان , داستان های پند آموز ,
:: برچسب‌ها: قصه , کلیه , دمنه , تربیت , گرگ , نصیحت , عابد ,
 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Can you stretch to get taller? دوشنبه 16 مرداد 1396 02:45 ق.ظ
What's up, I would like to subscribe for this website
to take most recent updates, so where can i do it please assist.
emma یکشنبه 15 مرداد 1396 01:09 ب.ظ
hello to you
your blog is rubbish
goodbye
منیژه یکشنبه 15 مرداد 1396 10:28 ق.ظ
موفق و پیروز باشید.
Can stretching help you grow taller? جمعه 13 مرداد 1396 02:45 ب.ظ
Wonderful blog! I found it while browsing on Yahoo News.
Do you have any suggestions on how to get listed in Yahoo News?
I've been trying for a while but I never seem to get there!

Thanks
Can you get an operation to make you taller? دوشنبه 9 مرداد 1396 01:24 ب.ظ
Hello all, here every one is sharing these know-how, so it's good
to read this web site, and I used to pay a visit
this webpage daily.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر